شعر و باران
خاکسترش را باد می آورد
می نشاند
بر شانه ام
بر آبی که
به احوال پرسی لب های خشکیده ام می آید
و بلد نیست
آتشی را فرو بنشاند
اینجا
خانه خرابشده
هابیل و قابیل است
و
خداوند
آیاتی دارد
برای خواندن
وقتی او را نمی فهمند
می سوزانند
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت
15:58 توسط رها| |
| Design By : Night Melody |

